غلام رضا اسلامى

16

غروب خورشيد فقاهت ( زندگينامه وآثار ومبارزات آقاى خوئى ) ( فارسى )

پاسخگوى دانشمندان و دانش‌پژوهان مىباشد . امّا روش وى در بحث و مناظرات علمى همان روش سقراط است كه در برابر طرف بحث و گفتگوى خود به ظاهر تسليم گرديده ، گفتار و رأى وى را مىپذيرد ، سپس مانند يك نفر شاگرد كه در مقام دانش طلبى و استفاده از استاد دانشمند خود باشد اشكالات و مطالبى را به عنوان سؤالات علمى پيش مىكشد و از طرف بحث و گفتگوى خود مىپرسد و او نيز بدون توجّه و از روى سادگى به سؤالات وى پاسخ مىدهد و در آن ميان حقائقى را به زبان مىآورد كه بدون توجّه ، گفتار سابقش را كاملًا نقض مىكند و بدين گونه او را در تناقض‌گويى و بن‌بست عجيبى قرار داده و راه فرارى براى وى باقى نمىگذارد جز اين كه قهراً به جهل و اشتباه خويش اعتراف كند . امّا تلاميذ و شاگردانى كه به وسيلهء وى تربيت گرديده و از حوزه درس او فارغ التحصيل شده‌اند تعداد آنان را به جز خداى دانا كسى نمىداند ، و به طور حتم از صدها متجاوز بوده و يك دانشگاه بزرگ و پرجمعيّت علمى را تشكيل مىدهد كه در اين دانشگاه هر يك از آنان مسئوليّتى را به عهده دارند و هر روز هم رو به فزونى و ازدياد است به طورى كه امروز در جلسهء درس او صدها دانشجوى دينى شركت مىجويند كه در ميان آنان همه گونه افراد پير و جوان استاد و دانشجو به چشم مىخورد كه همهء آنان با دقّت و اشتياق فراوان از آراء و افكار استاد استقبال مىنمايند ، با عشق و علاقهء خاصى مطالب او را درك نموده و در مغزشان مىپرورانند . و امّا روش گفتار و بيان وى ، واقعاً اعجاب‌انگيز است . به نكات و دقايق ادب عربى احاطه كامل دارد . لغات ، واژه‌ها ، كلمات و هرگونه عبارات عربى در اختيار و فرمان وى مىباشد به طورى كه آن‌ها را در هر كجا كه بخواهد و به هر جا كه بكشد مطيع وى بوده و بدون زحمت و تكلّف به دعوت او جواب مثبت مىدهند . بنابراين جاى تعجب نيست كه بيان وى وافى و رسا و گفتارش شيرين و شيوا